تبليغاتX
Omidfarda :: اميد فردا ::

که در خانه تزویر و ریا بگشایند |

 

بود آیا که در میکده​ها بگشاینداگر از بهر دل زاهد خودبین بستندبه صفای دل رندان صبوحی زدگاننامه تعزیت دختر رز بنویسیدگیسوی چنگ ببرید به مرگ می نابدر میخانه ببستند خدایا مپسندحافظ این خرقه که داری تو ببینی فردا

گره از کار فروبسته ما بگشاینددل قوی دار که از بهر خدا بگشایندبس در بسته به مفتاح دعا بگشایندتا همه مغبچگان زلف دوتا بگشایندتا حریفان همه خون از مژه​ها بگشایندکه در خانه تزویر و ریا بگشایندکه چه زنار ز زیرش به دغا بگشایند

حافظ


لينک  | نوشته شده در  ساعت 2:10  توسط محمد علی مختاری  | 


مهر بی مهر من |

 

شانزده اول مهر پیاپی خود را آماده ی درس و مدرسه و دانشگاه کردم اما به هر دلیل قابل و غیر قابل توجیهی ناگزیرم این اول مهر را در خانه بگذرانم.

اولین روز رفتن به مدرسه را خوب به یاد دارم با یک کیف نینجا سبز و صورتی رنگ پر از کتاب و دفتر راهی مدرسه شدم با شوق و شوری که هنوز هم در وجودم زنده است هر چند که درتمامی این شانزده سال با فرازو فروزهای بسیاری همراه بوده.

 در ایام انتخابات زمانی که  به اتفاق دوستان برای تبلیغات به سپیدان رفته بودیم خیلی اتفاقی پسر عموی معلم کلاس اول دبستانم را پیدا کردم -با ایشان تماس گرفتم آقای معلم هر چند که هیچ نسبت فامیلی با ما نداشت اما هم فامیل من بود همیشه بچه ها فکر می کردند به خاطر هم فامیل بودن آقا معلم هوای من را بیشتر دارد که واقعا هم همین طور بود.

 امروز  وقتی دنبال خواهر زاده ام رفتم تا او را از مدرسه بیاورم با دیدن بچه ها و حال و هوای امید بخش مهر ماه بار دیگر نوستالوژی دبستان برایم زنده شده...

Photo_001.JPG

پیش دبستانی بهمن ۷۰/ جشن انقلاب/ردیف بالا نفر دوم از سمت چپ منم

Photo_003.JPG 

اول دبستان/بهمن ۷۱جشن انقلاب من ردیف اول با پیراهن سفید

Photo_002.JPG

پنجم دبستان/نمازخانه تخت جمشید(رفته بودیم اردو دانش آموزی پیش نماز هم بنده هستم) اسفند ۷۶


لينک  | نوشته شده در  ساعت 21:32  توسط محمد علی مختاری  |